تبلیغات
همه جوره در خدمتیم - سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانی ها
 
همه جوره در خدمتیم
اگر شیری درنده در برابرت باشد ، بهتر از آن است که سگی خائن پشت سرت باشد . . .
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی سلیمانی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانی ها
صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد. در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند، این درد‌ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد.

به قسمتی از درد‌های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:
اکثر ما ایرانی‌ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
به خوش بینی بیش از منطق بینی تمایل داریم.
بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم، ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه ۹۰ می گیریم.
غربی‌ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند، ولی ما شاعر و فقیه!
زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی‌ها علم شیمی را گسترش دادند.
زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی‌ها علم نجوم را بنا نهادند.
هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
غربی‌ها اطلاعات متعارف خود را روی شبکههای خبری در دسترس عموم قرار می دهند، ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
مرده‌هایمان را بیشتر از زنده‌هایمان احترام می گذاریم.
غربی‌ها و بعضا دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.
در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی‌های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
در غالب خانواده‌ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صد‌ها جای ان را خراب می کنیم.
وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 خرداد 1396 07:53 ب.ظ
Very energetic blog, I loved that a lot. Will there be a
part 2?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر