تبلیغات
همه جوره در خدمتیم - مجلس کمر نوازی عاملین ترویج بلوتوث
 
همه جوره در خدمتیم
اگر شیری درنده در برابرت باشد ، بهتر از آن است که سگی خائن پشت سرت باشد . . .
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی سلیمانی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مجلس کمر نوازی عاملین ترویج بلوتوث روباه مغفول و پارتنرش زاغک اغفالگر

خبر رسوایی آوردن ، شخص شخیص شیر را:


آورده اند عصر هنگامی از غروب پاییز ،آن هنگام که صدای خرت خرت بریدن درخت های بخش جنوبی جنگل توسط عده ای از سگ های مجهول الهویه آبی به منظور احداث سد، امان جنگل نشینان من جمله حضرت شیر را بریده بود، روباه را دست بسته پیش شیر حاضر آوردند و خرس در مقام حافظ امنیت جنگل فریاد بر آورد که:

 غیرتا! شیرشاها! چه نشسته ای که رسوایی به بار آورده مشاورت، به بار آوردنی.


حیوانات جمع شدند،شیر فرمان داد بند از روبه بگشایند و توضیح خواست ...خرس را.


خرس گفت:
که در بدترین حالت ... دستگیرش کرده ایم با زاغکی.  در زاغه ای ... ادامه بدهم؟


روباه گفت:
اغفالم کرده اند.

شیر گفت:
خاموش.



شکّر شکستن طوطی، در دفاع از موکلش، روباه:

و طوطی در مقام وکیل روباه چنین شکر شکست:
 


زاغکی روبه تمیزی دید
به سرش زد هزار فکر پلید

بهر اغفال روبهک پر زد
روبه طفلک اولش ترسید...

روبه از روی عادتش گفتا:
چه پری عجب نوکی دارید!

زاغک بی شرف سپس خم شد
روبهک را یواشکی بوسید...

بعد کم کم سراغ دمبش رفت...
(فوقع ... ما وقع!)

 


و همین جا شیر ناگهان غرید: اینک زاغ کجاست؟ گفتند رفته آزمایش. امر کرد تا بیاید. تنفس دادند مجلس را و طوطی را خصوصی خواست تا شرح ماوقع نقل کند ... و چنین کرد طوطی و چنان شد حضرت شیر.

زاغ را آوردند. زاغ کتمان کرد. گفتند سند داری؟ گفت:
فیلم گرفته اند مستاجران سنجاب من از پایین درختی که روباه در صدد گول زدنم بر آمده بود. شیر باز غرید. گفتند الساعه بلوتوث می کنیم.
 

 



آبروبردن از روباه، و نشر بی مهابا، بلوتوث را

سنجابان را حاضر آوردند. بلوتوث کردند. شیر دید. تصویر از زیر و بود و واضح نبود کدام یک اول دیگری را گول زده اند. این شد که بلوتوث شد به کارشناسان امر. کارشناسان دیدند. امر مشتبه نشد. فرستادند برنامه نود. گفتند دست به توپ بوده و توپ به دست نه. شاکی را بیاورید خصوصی حلش می کنیم. شیر گفت شاکی کیست راستی؟   همه کردند. گفت حتی مدعی العموم؟ جمعیت خاموش شد یکپارچه.


فیلم در بین حیوانات کماکان بلوتوث می شد و شیر شب ها نخفت و با طوطی و بلوتوث مذکور شرح ماوقع را ریویوو(review) کرد ریویوو کردنی. 


(در همین اثنا از آزمایشگاه با گوشی زاغ تماس گرفتندی و گفتندی جوابتان مثبت است و دعوت شده ای دارید و باقی ماجرا بماند که  البته در این مقال نمی گنجد و حکایتش باشد گردن استادنا و شیخنا فی مقوله سینماتوغراف، ابراحیم خان کیا حاتمی)


تمام حیوانات سرگرم بلوتوث بازی و پیگیری اخبار و حواشی رسوایی روباه بودند که سرانجام شیر مرحمت فرمود چنین حکم راند ماستمالیوار:
 

تبرئه نمودن شیر روباه را و مجلس کمرنوازی مجرمین و باقی ماجرا


از آنجا که روباه و زاغ از قدیم پیوندی دیرین داشته اند و به قولی عقدشان را توی آسمان ها بسته اند ... این ماجرا که هیچ! سپس فرمان داد ترکه ای از شاخه ی درختان جنگل جنوبی قطع کنند تا نفری ده ضربه به کمر و اندام پشتی شان بنوازند در مراسم سنتی  کمر نوازی سنجاب ها را، به جرم آبروبری و پخش بلوتوث مربوطه، باشد که مایه عبرت دیگران گردند. شیر از بس فکر کرده و خسته آمده بود همانجا خوابش برد و در جمعیت همهمه افتاد و ناگاه...


خبر آمد جمعی از سگ های مجهول الهویه آبی- که ذکر خرت خرت دندان هایشان در ابتدای حکایت رفت- بالکل درختان جنگل جنوبی را بار زده اند و سه دریا دور شده اند و شیر میو میو کنان، به آن پهلو می شد از این پهلو. و جنگل نشینان کماکان در حیرت تصمیم و در فکرت ارسال بلوتوث نشستستندی و انگشت تعجب در دهان فروبردندی ، حیرتمند وار.

 

نتیجه گیری سیاسی:


آن حکایت را شنیدستی که شیر
گفت به روبه: برایم فال گیر؟

تا بدانم مصلحت در این زمان
بخشش جا نی است یا  تنبیه آن؟       

(مجرم از اقوام روبه بود چون
نامه زد: روبه! برام کاری بکن)

روبه از حیلت کتابی را گشود
خواند از اول تا تهش را هر چه بود

یک دو ماهی این تفال وقت برد
تا که آخر شاکی  بدبخت...مرد!

---

روبهان در بین ما کم نیستند
آدمند هر چند...آدم نیستند

فتنه ها دارند بی حد...بی شمار
در ز مستان بیشتر...کمتر بهار!

وعده ی جوراب پشمی می دهند...
تا بجنبی پایتان را می کنند

فکر ها را گرم آغل می کنند
جیب ملت را چپاول می کنند

....

 



نتیجه گیری اخلاقی-اجتماعی:

در حفظ حریم خصوصی افراد کوشا باشیم. شهر ما خانه ی ما.



نتیجه گیری سینمایی:

آیا روباه با سگ های آبی همدست بود؟ آیا زاغ بچه اش را نگه می دارد؟ آیا سنجاب ها مجازات می شوند؟



نتیجه گیری فلسفی:

زن و مرد دعوا کنند، ابلهان باور کنند.



نتیجه گیری استنتاجی:

ابلهان دعوا کنند، زن و مرد باور کنند!





نوع مطلب : داستان های طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر